تبلیغات
گاز ِمورچه - ارزش سختی

تاریخ : سه شنبه 1391/06/28 | 04:16 | نویسنده : یک مورچه
  تصادفی توی حرم باهم آشنا شدیم. شیرازی بود. سنش زیاد نبود . می گفت خانمش تالاسمی دارد و اوضاعش خیلی هم خوب نیست. نذر کرده بود برای خوب شدن  خانمش هر 40 روز یک بار بیاید حرم. از گرانی داروهای خانمش برایم گفت. از اینکه بعد 6، 7 سال از مریضی زنش ، هنوز موضوع را به بیماری را به خانوادۀ خودش نگفته. از سرکوفتهایشان می ترسید . از اینکه با زنش بد رفتاری کنند و یا حتی قطع رابطه.

جملۀ آخرش بدجوری در ذهنم مانده :

"همیشه میگم خدایا ! اگه قراره بد این همه سختی ، آسونی باشه ، من نمیخوام ! میترسم جنبه اش رو  نداشته باشم و بی ظرفیت بازی در بیارم ! من دوست دارم بازم بیام در خونه ات ! "

 




.: :.