تبلیغات
گاز ِمورچه - فرهنگ سازی

تاریخ : دوشنبه 1391/07/17 | 13:18 | نویسنده : یک مورچه

1. توی کوپۀ قطار نشسته  ام، مهماندار در میزند و میاید تو

_ آقایون شام چی میل دارین ؟

_چی دارین؟

_فقط بختیاری و جوجه ! پرسی 8 تومان !

 

نیم ساعت بعد به سرم میزند که یک سری بروم رستوران قطار .

 یکی از مسافرها : آقا شام چی دارین؟

_ بختیاری و جوجه مون که تموم شده ، فقط مرغ داریم !


2. رئیس قطار توی رستوران  شروع کرده به خاطره تعریف کردن برای همکارانش :

"دفعه پیش یه ماموریت خورد سمت بندرعباس پشت سرشم از اونجا جا کرمان ، یه 8 روزی میشید. واسه همین قبل رفتن،به سوپر سر کوچه گفتم من نیستم ، بچه ها  اگه اومدن چیزی بخرن ، بهشون بده .برگشتم حساب می کنم.

بعد یه هفته رفتم پیشش، یه لیست داده بهم :

شیر 1200

شیر 1400

شیر 1200

شیر1600

بهش میگم مگه بچه چند مدل جور واجور  شیر خردین؟

میگه نه قیمت شیر به روزه !

 

3. آخر شبی بی خوابی  زده بود به سرم ، دوباره رفتم رستوران و چایی سفارش دادم .

_میشه 400 تومان

پانصدی بهش دادم .

_ پول خرد ندارم  ، بقیه ش باشه  طلبت !

 

*:شاید  یک مقداری بی ربط  نسبت به هم برسند ،  شاید هم با ربط !

*:بعضی وقتها ناخواسته با  اشتباه هایمان ، رفتارهایی را تبدیل به یک فرهنگ می کنیم  که هرکس آنجایی که زورش می رسد ، همان گونه رفتار میکند !




.: :.