تبلیغات
گاز ِمورچه - چند فن حریف؟

تاریخ : چهارشنبه 1391/08/17 | 20:11 | نویسنده : یک مورچه

کتش را در آورد  و  آچار را از دستم گرفت ! با همان کفش های نوک تیز براقش  رفت بالای سازۀ دومتری شروع کرد به سفت کردن مهره ها ! یک ربعی میشد که من اون پایین منتظر یک کارگر بودم تا بیاید و برود پیچ ها را سفت کند!

نیم ساعت بعد دیدم رفته روی سن ، میکرفن دستش گرفته و به عنوان مجری دارد برای 100 نفر برنامه اجرا میکند . تیپ و قیافه اش را باید شب قبل از افتتاحیه نمایشگاه میدید .با یک لباس کارگری ،  تمام دست و صورتشم چسبی شده بود .کارگرهایش نیامده بودند،  برای همین خودش داشت دکورهایش را توی نمایشگاه نصب میکرد.

جالب اینکه یک هفته بعد از نمایشگاه یک چیز دیگر هم راجع بش فهمیدم : توی سطح شهر چند جا کلاس های آموزش بازیگری و آموزش زبان و از این حرف ها دارد !

فقط یک سال از من بزرگتر است !!!

 

پ.ن1:یادمه داود حسین پور راجع به بحث مهارت نکات خوبی را گفته بود

پ.ن 2:تا به حال به این فکر کرده ایم که چه کارهایی را بلدیم !چقدر میتوانیم توی هرشرایطی زندگی مان را اداره کنیم؟ اصلا چه هنرهایی رو بلدیم (حتی کارهای ساده) ، بعضی اوقات خودم را که با بعضی ها مقایسه میکنم ... . بیشتر اهل حرفیم !

پ.ن3: یک ماهی را بخاطر مشغله های کاری نبودم، انشاالله تکرار نشود




.: :.