تبلیغات
گاز ِمورچه - مطالب شهریور 1392

تاریخ : پنجشنبه 1392/06/21 | 10:21 | نویسنده : مورچه ملکه
میدونی چه موقعه آدم دستش به نوشتن میره ؟
اون موقعی که یه چیزی رو باور کردی و حالا میخوای با قلمت ،داد بزنیش .
میخوای بقیه بخونن .
اصلا میخوای بلند بلند فکر کنی .
میخوای حستو با بقیه به اشتراک بذاری .
قلمی که خسیس باشه هیچ وقت قشنگ نمی نویسه !
مراقب حسی که تو نوشتنت به بقیه منتقل میکنی باش .


 


تاریخ : جمعه 1392/06/1 | 12:19 | نویسنده : مورچه ملکه

چند وقتیه دلم پر میکشه یه چیزی رو به یه کسی بگم .
اون موضوع فقط یه گوش شنوا داره اما نمیدونم بهش بگم یا نه؟ بختک ،بدجوری روی واژه هام سایه انداخته .
زبونم سنگینه و اصلاً دست و دلم به گفتنش نمیره ! چی میشد آدما ذهن همدیگه رو می خوندند  ؟؟
افکارم با سکوت زندانیه و هیچ تاریخی نمیتونم برای آزادیش تعیین کنم !!
گاهی حس میکنم خیلی خیلی ناتوانم !



.: :.